604
سوراخ کس ترجمه در فرهنگ لغت فارسی -- انگلیسی در Glosbe ، دیکشنری آنلاین ، رایگان است. نگاهی به کلمات و عبارات milions به همه زبان ها است.


340
کس ترجمه در فرهنگ لغت فارسی -- انگلیسی در Glosbe ، دیکشنری آنلاین ، رایگان است. نگاهی به کلمات و عبارات milions به همه زبان ها است.


140
15 – Cunt کوس – ... می خواستم بدونم آب کس زن به انگلیسی چی ...


706
persian to english , english to english and perisan to persian dictionary


924
انگلیسی: body. ... یعنی دختر یا زن خیلی خوشکلی بود. به پسری که خوشکل است و معمولا سن بین ۱۳ ...


92
فرج‌لیسی یا به زبان عامیانه، کُس‌لیسی (به انگلیسی: Cunnilingus) تحریک فرج (کس) و کلیتوریس زن با زبان و دهان در آمیزش دهانی را گویند.


774
معنی کلمه و ترجمه الت تناسلي زن به انگلیسی و فارسی الت تناسلي زن - gash -


678
آبادیس - معنی کلمه کوس زن ... انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به ...


699
توضیحات صفحه: نتایج جستجو در دیکشنری انگلیسی جس جو برای کس زن ،صفحه 1 ... ورود به سیستم


549
... کوس دادن به افغانی , ... حال دادن زن به مرد, ... داستان امپول زدن به عمه, داستان انگلیسی, ...


504
... کوس دادن به افغانی , ... حال دادن زن به مرد, ... داستان امپول زدن به عمه, داستان انگلیسی, ...


438
به معنی کسی که برای دیگران شرایط رابطه جنسی جور میکند که در حال حاضر با این فکر ... انگلیسی: pimp;


269
... کوس دادن به افغانی , ... حال دادن زن به مرد, ... داستان امپول زدن به عمه, داستان انگلیسی, ...


185
یکی از پسران ایرانی که به لندن رفته بود موفق شد با دختری انگلیسی ... زن; گاییدن کوس ...


496
معنی آب کوس.فرانسه زن به انگلیسی - دیکشنری آنلاین آبادیس


36
توضیحات صفحه: نتایج جستجو در دیکشنری انگلیسی جس جو برای کس زن ،صفحه 1 ... ورود به سیستم


98
ریشه‌شناسی. واژهٔ زن در زبان پهلوی ژن، در اوستا و هندی باستان جنی و در انگلیسی باستان wifman به معنی «انسان ماده» بوده‌است (در برابر werman به معنی انسان نر) در آن دوران Man و mann معنی خنثی داشت و فقط ...


828
فرج‌لیسی یا به زبان عامیانه، کُس‌لیسی (به انگلیسی: Cunnilingus) تحریک فرج (کس) و کلیتوریس زن با زبان و دهان در آمیزش دهانی را گویند.


825
دانلود کلیپهای سکسی ایرانی: کس تنگ زن ایرانی


838
معنی کلمه و ترجمه كس به انگلیسی و فارسی كس - cunt , person كساد - sluggish , slack , stagnant , tight , insensitive , inactive , off